نامه عمر به يزدگرد سوم ساسانی و پاسخ يزدگرد به آن
نسخه اصلی اين نامه ها در موزه لندن نگهداری مي باشد.زمان نگاشته شدن اين نامه مربوط به پس از جنگ قادسيه و پيش از جنگ نهاوندکه حدود چهار ماه به طول انجاميد.
نامه عمر بن الخطاب
از عمر بن الخطاب خليفه مسلمين به يزدگرد سوم شاهنشاه پارسيزدگرد، من اينده روشنی برای تو و ملت تو نمي بينم مگر اينکه پيشنهاد مرا بپذيري و با من بيعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهيان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پيشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.
شروع کن به پرستش خدای واحد، به يكتا پرستی، به عبادت خدای يكتا که همه چيزرا او آفريده. ما برای تو و برای تمام جهان پيام او را آورده ايم، او که خدای راستين است.
از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستين است و خالق جهان.
الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذير. به راه کفر آميز خود پايان بده و اسلام بياور و الله اکبر را منجی خود بدان.
با اين کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسيان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسيان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بيعت کن.
الله اکبر
خليفه مسلمين
عمربن الخطاب
پاسخ يزدگرد به عمر:
از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسيان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، يزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خليفه تازیان.(لقبی که پارسیان به اعراب نهادند به معنی سگ شکاری)
به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد
تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدایراستينت، الله اکبر، بدون اينکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.
اين بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.
مردک، تو به من پيشنهاد می کنی که خداوند يكتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند يكتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر اين رویه زندگی روزمره ماست.
زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهايمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.
شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفريده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام اين اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اينهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟
تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهايمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. اين بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و اين نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.
خدای ما اهورا مزداست و اين بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اينهمه فاجعه است؟
آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟
یا اينکه پیروان الله به نام او اين کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟
شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چيزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟
افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسيان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را اين بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اينکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.
من پيشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.
من تو را نهی نمی کنم از اينکه اين دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.
آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراين آنها تو و مردم تو را بخاطر اين کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد
پنجشنبه ای در مرداد
چند هفته پیش کتابی درمورد PHP می خوندم که توش نوشته بود سال 1998 حدود 2000سایت به دلیل کهنه شدن از دور خارج شدن.و دلیلش رو استفاده نکردن اون سایت ها از صفحات پویای وب دونسته بود.صفحاتی که یکی از زبان های برنامه نویسیشون همین جناب PHP است. اما از دور خارج شدن سایت ها فقط به این دلیل نمی تو.نه باشه. مثل همین وبلاگ که با اومدن جامعه های مجازی مثل کلوب و فیس بوک و توییتر و امثال اینها سر نویسنده هاش حسابی گرم شده و وقت این جوادبازی ها رو دیگه ندارن. باشه! بگذریم. البته منم یه هدف از آپ کردن این وبلاگ بیشتر ندارم که اگر هم به این نتیجه برسم که به هدفم نمی رسم منم دیگه کاری به کار اینجا نخواهم داشت. اواسط ترم تابستونه رو سپری می کنیم از ترمی که برداشتم پشیمون نیستم چون دلیلش ندادن فیزیک1 به ورودی های ما بود که داستانش طول و درازه اما احساس خستگی می کنم. احساس تنهایی می کنم. نمی دونم چرا انقدر بی حوصله شدم. توی این یک سال اخیر یه دوستایی پیدا کردم که بعضی وقتا فکر می کنم خدایا من قبلا چطور بدون اینا زندگی می کردم؟ مثل محسن که خودم گاهی اوقات بهش میگم خدا تو رو برام فرستاده. واقعا این پسر شاهکار خلقت خداست. هر ویژگی از یک انسان وارسته توی ذهنتون باشه این فرد داره. نمی دونم چرا این حرفا رو زدم! بعضی شبا یه بی خوابی وحشتناکی به سرم می زنه طوری که هفته پیش نزدیک 48ساعت بیدار بودم سردرد کلافم کرده بود اما اصلا خوابم نمی برد! سکشن صبح اون روز رو با هزار بدبختی پشت سر گذاشتم اما چشمتون روز بد نبینه ناهار اون روز کوبیده با دوغ بود یعنی همین که پام رو بیرون سلف گذاشتم دیگه نمی تونستم حتی جلومو ببینم. شاید یکی از بدترین روزهای دانشگاه بود.
ترم قبل رو خوب گذروندم یه جورایی خودم رو به استاد برنامه نویسیم اثبات کردم هفته پیش هم به عنوان تشکر براش یه هدیه بردم.واقعا اگر سختگیری های استاد جولا نبود فکر نمی کنم به این درکی که الان از برنامه نویسی و حل مسیله دارم می رسیدم. اگر این ترم گسسته رو پاس کنم ترم دیگه ساختمان داده رو بازم با خودش می گیرم. یه هاست هم جفت و جور کردم چند وقت دیگه هم سروسامونش میدم و اسباب کشی می کنم. تصمیم گرفتم دنبال مدرک برنامه نویسیمم برم. از سال دیگه اگه کاری داشتید لطفا اول با منشیم هماهنگ کنید .
درد ما از ایشان نیست
خواب مایه ی حیات است
دانشجوشدگان
چه دورانی داشتیم تو این وبلاگ! نگاه کن توروخدا شده مثل این زمین فوتبالای گلی. وقتی مدیریت ضعیف باشه بیشتر از این نباید انتظار داشت دیگه. فکر نمی کنم دیگه خودشم به وبش سربزنه چه برسه اطرافیان.
ولی بچه ها بی شوخی حیفه این وبلاگ رو همینجوری ول کنیم. بالاخره به عنوان یه یادگاری میشه روش حساب کرد. نمیشه؟ یادگاری از دوران جاهلیت :دی
حدودا 5سال پیش بود نرگس رو با اون وبلاگ دکو شناختم. یادمه یه پست نوشته بود برای هفته سلامت بعد عکس توالت زده بود :دی آشنایی با اون دختر وبلاگ نویس آشنایی های دیگه ای از شهر های دیگه هم داشت. دوران خوبی بود کنفرانس های شیرتوشیر پست های طوفانی ولی کم کم همه بزرگ شدن جدا شدن دلخور شدن و بالاخره این اواخر هم دانشجو شدن. امیدوارم مدیریت یه فکری به حال این اثر فرهنگی باستانی بکنه. اعتراف می کنم کسی رو ندیدم که مثل خانم هیت مدیره قدرت قلم داشته باشه. اگه افتخار و حوصله بدن می تونن اون جماعت خل و چل رو یه بار دیگه دور هم جمع کنن
بعد از مدت ها........
میر حسین آمد...
قلم - میرحسین موسوی پس از حضور در ستاد انتخابات کشور و ثبت نام در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، در جمع خبرنگاران به بیان اهدافش پرداخت.
به گزارش خبرنگار قلم نیوز، میرحسین موسوی پس از ثبت نام در ستاد انتخابات کشور در جمع خبرنگاران حاضر شد و گفت:
"با عرض سلام به محضر ملت شریف ایران و یکایک حضار گرامی؛ ایام سوگواری حضرت فاطمه اطهر (س) را به شما و همه پیروان و دوستداران اهل بیت پیامبر (ص) تسلیت می گویم.
به جاست از فرصتی که توجه رسانه های جمعی و در ورای آن دقت ملت عزیز فراهم آورده است استفاده کنم و کلماتی چند درباره آنچه اینجانب را به حضور در صحنه انتخابات ریاست جمهوری واداشته است، بیان کنم و پیمانی را که به امید ادای آن در این راه قدم گذاشتهام، تشریح نمایم.
مردم سربلند ایران، پروردگار شما نعمت را بر این زاد و بوم تمام کرد. آن را به ثروتهای بسیار تجهیز کرد و به فرهنگ و معنویت آراست. آن را چهار سوی تمدنها قرار داد، آن را سرزمین میانه و سرپل اتصال ملتها، آن را پناهگاه آیینهای آسمانی و زادگاه مفاخر بشری پسندید تا جایی که امام (ره) ما فرمود، ایران موجودی آسمانی است که هیچکس نمیتواند به آن لطمه بزند.
آنچه اینک مردم ما را از دیگر ملل ممتاز میکند نه خودپسندی و مباهات به گذشتهای سپری شده بلکه میل به بهترینها و ظرفیت نیل به آنهاست. این خصوصیتی است که در سرشت ما نهادینه شده است و در تمامی رفتارهای شخصی و اجتماعی ما آثار آن را میتوان جستوجو کرد.
آیا ممکن است ملتی وجود داشته باشد که به چیزی کمتر از بهترین قناعت کند یا در محقق کردن چشماندازی از بهروزی که در پیشرویش قرار میگیرد، سستی به خرج دهد؟ شرایطی که امروزه در آن به سر میبریم بیتردید بهترین نیست.
در وضعیتی هستیم که شایسته و شان ملت و مردم ما نیست. سرمایههایی که حاصل تاریخ پر فراز و نشیب ماست به ویژه انقلاب عظیم اسلامی و بذل خونهای گرامی بودهاند، در خطرند. آنچه امروز میبینیم آن چیزی نیست که میخواستیم، آن چیزی نیست که میتواند باشد.
من میرحسین موسوی، فرزند کوچک انقلاب اسلامی به صحنه آمدهام چون روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موجود را نگرانکننده یافتم.
آمده ام تا کرامت انسانها را پاس بدارم.
آمدهام تا از حق ملت برای اطلاع از امور کشور دفاع کنم و حامی گردش آزادانه و شفاف اطلاعات برای مردم، این ولینعمتان دولتها باشم.
آمدهام تا از آزادی اندیشه و بیان پاسداری کنم و مدافع آزادیهای مصرح در قانون اساسی باشم.
آمدهام تا با دستور کار قرار دادن فرمان هشت مادهای امام خویش، آن را از نو چراغی تابنده در مسیر تحقق حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی قرار دهم.
آمدهام تا وسیلهای باشم برای بازگرداندن اقتدار، عزت و هویت ایرانی.
آمدهام تا با تنشزدایی و تعامل سازنده روابط بهتری میان کشورمان ایران و جهان برقرار کنم تا فضا را برای توسعه کشور بگشایم و احترام به ایرانیان را در جهان تامین کنم.
آمدهام تا راهی و همراهی باشم برای رفتن به سوی ایرانی مستقل، آباد، آزاد، پیشرفته و سربلند.
آمدهام در حالی که راهی ساده و یکشبه برای مشکلات اقتصادی کشور و مردم نمیشناسم و معضلات امروز را ناشی از چارهجوییهای شتابزده، یکشبه و یکنفره میبینم.
آمدهام تا ساختار آسیبخورده اداره کشور را از طریق احیای دستگاه برنامهریزی و مدیریت، استقرار شوراهای مهمی که نماد خرد جمعی مردم ما بودهاند و تعطیل شدند، ترمیم کنم.
آمدهام تا به صورت صریح و روشن از تولید ملی در کشاورزی و صنعت و همه فعالیتهای مفید اقتصادی پشتیبانی کنم.
آمدهام تا حامی مستضعفین باشم. آنانی که فشار تورم قامتشان را خم کرده و سیاستهای نادرست اقتصادی عزتشان را نشانه رفته است.
آمدهام تا اشتغال را دغدغه هر روزه دولت قرار دهم. آمدهام تا با گسترش بیمههای همگانی قدمی در جهت آزادی اقشار مردم از فقر و رهایی آنها از نیاز بردارم. اقشاری که استقلال کشور و عظمت جمهوری اسلامی مرهون فداکاری و فضیلتهای آنهاست و هیچکس نیست که بتواند نقش آنان را در استقرار نظام فراموش کند یا حماسههایی را که فرزندان مرزدارشان در دفاع مقدس آفریدهاند از یاد ببرند.
آمدهام تا با تشکیل دولتی فرهنگی مدافع فرهنگ غیردولتی و غیر دستوری باشم و میان دولت و گروههای مرجع هنرمندان و روشنفکران، دانشگاهیان، روحانیان و تمامی نخبگان رابطهای دوستانه و خلاق در جهت اهداف و آرمانهای کشور برقرار کنم و آمدهام تا با الهام از شهیدان در خدمت اعتلای میهن اسلامی باشم.
اینجانب آمدهام تا با کمک و همراهی همگان در جهت تحقق جامعهای پر از امید و نشاط تلاش کنم. این آرمانی است که همه در برابر آن مسوولند. شرایط و حوادث، خواستی عمومی و مستقل از تمایلات گروهی و صنفی برای بهبود فراهم آورده است که بزرگترین سرمایه ما در مسیر پیشروست. ما نمیتوانیم این سرمایه بزرگ را نادیده بگیریم و نباید با سرایت دادن تفاوتهای خود به متن جامعه آن را از دست بدهیم؛ لذاست که اینجانب با اعلام گفتمانی که از همان روز نخست آن را در معرض نگاه ملت شریف قرار دادهام و همواره پذیرای اصلاح اصولگرایانه در آن هستم، در عین دوستی با طیفهای متنوع سیاسی و سپاسگزاری از تمام احزاب و تشکلهایی که به حمایت از پشتیبانی از این خدمتگزار مردم پرداختند، مستقل پا به صحنه میگذارم تا مرزبندیهای جناحی، این راه روشن را مسدود نکند.
استقلال اینجانب نه از سر تکروی یا استغنا که از روی استمداد از تمامی توانهایی است که سعادت کشور منوط به همکاری آنان است. امیدوارم نتیجه فعالیتهای عادیای که به مدد همه شایستگان کشور از زنان و مردان و از تمامی گرایشها، اقشار، اقوام و مذاهب و ادیان حاصل خواهد شد، پاسخی مناسب به اعتماد تمامی کسانی باشد که اینجانب را در خور حمایت یافتند. میدانم که طی این طریق جز با توکل بر الطاف الهی و همدلی، همفکری و همگامی مردم عزیز و یاری رهبر فرزانه انقلاب میسر نمیشود. اطمینان دارم که ملت شریف ایران هوشمندانه تحولات کشور را دنبال میکنند و با شرکت مسوولانه در انتخاباتی که آینده این سرزمین را رقم خواهد زد به وظیفه انسانی، ملی و دینی خود عمل خواهم کرد و راهی را برخواهند گزید که خیر عمومی در آن است. همچنین ایمان دارم که خداوند همه تلاشگران در مسیر حق را که ملت مجاهد ما بیتردید از جمله آنانند با حمایتهای خود یاری خواهند فرمود.
والذین جاهدوا فینا لنهدینم سبلنا و ان الله لمع المحسنین
و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب"
در پایان سخنان مهندس موسوی، خبرنگاران که اصرار داشتند از مهندس موسوی پرسشهای خود را بپرسند، او را تا آستانه در همراهی کردند و این ازدحام خبرنگاران در راهروهای وزارت کشور باعث شد که خروج مهندس موسوی از سالن به سختی امکان پذیر باشد.
تعداد خبرنگاران داخلی و خارجی حاضر در ستاد انتخابات کشور بسیار بیشتر از روزهای دیگر بود.
زمان خارج شدن میرحسین از ساختمان وزارت کشور، جمع بسیار زیادی دور وی را گرفته بودند.
جمع زیادی از دوستداران میرحسین بیرون ساختمان وزارت کشور در انتظار خروج وی پس از ثبت نام در انتخابات بودند و با دیدن وی با شعارهای «یاحسین میرحسین»، «درود بر خاتمی سلام بر میرحسین»، «اصلاحات زنده است، موسوی پاینده است» ، «موسوی پاینده رییس جمهور آینده»،«موسوی موسوی حمایتت می کنیم» وی را تا میدان فاطمی همراهی کردند. بیشتر حاضران پرچم های سبز به دست داشتند.
ورود و خروج میرحسین در وزارت کشور و دوستدارانش که پرچم های سبز به دست داشتند، برای کارمندان وزارت کشور و ساختمان های اطراف جالب توجه بود و آنها را پای پنجره ساختمان ها کشانده بود.
به گزارش خبرنگار قلم نیوز، میرحسین موسوی صبح روز شنبه در میان حلقه دوستدارانش با نمادهای سبز و گل و قرآن تا در ورودی وزارت کشور همراهی شد و در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد.
میرحسین موسوی که اواخر اسفندماه اعلام کاندیداتوری کرد، هم اکنون اصلی ترین رقیب رییس دولت نهم است و انتقادات وی از نحوه عملکرد دولت نهم و احساس خطر وی از ادامه یافتن روش مدیریت کنونی دولت، مورد توجه بسیاری از دانشجویان، مردم، نخبگان و خبرنگاران رسانه ها قرار گرفته است.
خبرنگاران داخلی و خارجی که می دانستند مهندس موسوی ساعت 11 روز شنبه در ساختمان وزارت کشور حاضر خواهد شد، از ساعتی پیش از ورود وی در محل استقرار خبرنگاران حضور یافته اند.
تعداد خبرنگاران مستقر در وزارت کشور بیش از روزهای دیگر گزارش شده است و حضور خبرنگاران خارجی چشمگیر است.
صبح شنبه، جمعی از دوستداران مهندس موسوی با شال ها و نمادهای سبز در مقابل وزارت کشور در انتظار ورود مهندس موسوی به وزارت کشور برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری بودند که جمعی از مردم نیز به آنها پیوستند. حاضران گل و قرآن داخل سینی گذاشته بودند و جمعیت حاضر در مقابل وزارت کشور، عکس خاتمی و میرحسین در دستانشان گرفته بودند.
جمعی از افراد حاضر پوسترهایی در دست داشتند با آرم ستاد 88 (حامیان خاتمی) و جمعی از جوانان ستاد 88 در مقابل ساختمان وزارت کشور حضور داشتند.
چند تن از حاضران و دانشجویان به خبرنگار قلم نیوز گفتند که برای خوش آمدگویی و بدرقه مهندس آمده اند و با نمادهای سبز رنگ می خواهند به همه مردم یادآور شوند که رنگ سبز، یکی از رنگ های پرچم ایران و نماد دوستداران میرحسین است و ان شاءالله این سبزی همیشه باقی بماند.
جمعی افرادی که در مقابل وزارت کشور حضور دارند، به گفته خودشان از دانشجویان دانشگاه تهران هستند که هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود. تعداد زیادی از حاضران نیز از اعضای ستاد 88 حامیان خاتمی هستند.
همزمان با ورود مهندس موسوی به خیابان فاطمی، مردمی که به دانشجویان پیوسته بودند یکصدا شعار می داند: «صل علی محمد بوی صداقت آمد»، «صل علی محمد بوی خمینی آمد»، «یا حسین، میرحسین»، «رییس جمهور ما سید آل عبا»، «میرحسین خدانگهدار تو».
میرحسین که خودش رانندگی می کرد و با پراید همیشگی اش به وزارت کشور نزدیک می شد، در حلقه جمعیت مشتاق و علاقمند حرکت می کرد.
زمانی که مهندس می خواست وارد وزارت کشور شود، مردم دور او را گرفته بودند و حرکت برای مهندس امکان پذیر نبود. زمانی که مسوولان وزارت کشور می خواستند در را ببندند، تعداد جمعیت حاضر به گونه ای بود که امکان پذیر نشد و جمعیت به داخل حیات وزارت کشور آمدند و با صلوات و شعار و درود او را تا زمان ورود به ساختمان وزارت کشور همراهی کردند.
با وجود اینکه مهندس به ساختمان وزارت کشور وارد شد، جمعیت زیادی از مردم و دانشجویان در مقابل وزارت کشور همچنان ایستاده بودند و با سربند و بازوبند و پرچم های سبز شعار حمایتی از مهندس می دادند و سرود یار دبستانی و ای ایران را همنوایی می کردند.
حاضران شعار می دادند: درود بر خاتمی سلام بر موسوی.
پلاکادرهایی در دست حاضران در مقابل وزارت کشور دیده می شد که روی یکی از آنها نوشته شده بود:
«خرداد ماه ترانه سرایی ماست تا بهار یک زمستان باقیست».
عکس هایی از خاتمی و میرحسین و میرحسین و زهرا رهنورد در دست جمعیت حاضر بود. آنها پرچم ایران و پرچم های سبز به دست داشتند.
روی برخی بازوبندهای سبز جمعیت حاضر نوشته شده بود «موسوی امید سبز ایران».
پرچم های سبز به نام مقدس حضرت زهرا (ص) مزین شده و روی برخی از آنها نوشته شده بود: «انسانم آرزوست...».
قطبی: بدون بازيكنان بزرگ، ايران به جام جهاني نخواهد رفت
° من قبل از جواب دادن به سوال شما باید تشكر كنم از تمام هواداران فوتبال و مردم ایران،برای حمایت از من و عشقی كه به فوتبال ایران دارند.از تمام كسانی كه با تماسهاشون از طریق ای میل و تلفن به من ابراز محبت كردند تشكر می كنم . من در عمرم این همه حمایت و عشق و احساس را تجربه نكردم و افتخار می كنم كه یك مربی ایرانی هستم.
° آقای قطبی به نظر بسیاری از كارشناسان حضور شما در كنار تیم ملی با هر سمتی در این مقطع زمانی كمك شایانی به تیم ایران می كرد و حتی ضربه روحی سنگینی هم به كره وارد می كرد.نظر خودتون در این مورد چیه ؟
° به نظر من باید احترام گذاشت به تصمیم بزرگان كشور.آرزوی من موفقیت تیم ملی و آقای مایلی كهن است.الآن مردم ایران در همه جای دنیا آرزوی موفقیت و پرواز پرچم ایران در آفریقای جنوبی را دارند و فكر می كنم كه این مهمترین موضوع است و باید سعی كنیم با تمام توان برای موفقیت تیم ملی كمك كنیم.
درباره بازیهای آینده هم باید بگویم كه ما باید از 3 بازی حتما 6 امتیاز جمع كنیم تا شانس صعود داشته باشیم .بازی اول ما از اهمیت زیادی برخوردار است.كره شمالی با 3 امتیاز بازی با ایران خودش را در جام جهانی می بیند و این آرزویی است كه از سال 1966 همراه كره شمالی است.این نزدیكترین احتمال حضور آنها در جام جهانی در این سالهاست و چون بازی آخرشان در برابر عربستان خارج از خانه است،بازی خانگی با ایران برایشان مثل مرگ و زندگی است.
در بازیهایی كه من با تیم كره جنوبی در برابر رقیب شمالی داشتم این تیم را خیلی جنگنده و فیزیكی دیدم كه با نظم و انضباط بالایی بازی می كنند.به احتمال زیاد آنها در بازی با ایران از سرعت بالای خودشان بر علیه نقاط ضعف ایران استفاده خواهند كرد.همیشه با 8،9 نفر پشت توپ خواهند بود.
اونها در خانه همه تیم هارا مغلوب كردند و مساوی خانگی شان با كره به دلیل محرومیت فیفا در خارج از خانه به دست آمد و بازی اخیرشان با كره جنوبی هم تا دقیقه 88 مساوی بود.
° آقای قطبی با توجه به احتمال صعود كره جنوبی به جام جهانی تا قبل از بازی آخرشان در برابر ایران آیا تیم ایران در بازی آخر با كره جنوبی كار راحتی را پیش رو دارد؟
° خیر.من فكر می كنم كه حتی در صورت صعود این تیم به جام جهانی قبل از باری با ایران ،برخلاف مشكلات سیاسی بین دو كشور ،بدلیل علاقه ای كه بین مردم این كشورها وجود دارد،این تیم از همسایه شمالی خودش حمایت خواهد كرد و همچنین برای حفظ آبروی فوتبالی خود در خانه با تمام وجود در برابر ایران بازی خواهدكرد.برای همین ایران باید از دو بازی اول 6 امتیاز جمع كند.
° دلیل باخت ایران به عربستان در خانه و در برابر صد هزار تماشاگر و با وجود حمایت همه جانبه مردم و رسانه ها را در چه می بینید؟
° دو موضوع خیلی مهم وجود داشت.یكی مشكل ما با سرعت بازی و حمله های تیم عربستان بود كه در طول بازی مار را آزار داد و در لحظاتی كه عربستان صاحب توپ بود و حمله می كرد واقعا خطرناك بود،مخصوصا نفوذ آنها از وسط دفاع ما و حضورشان در پشت دفاع.اونها در هر دو نیمه به ما گل زدند كه البته گل نیمه اولشون مردود اعلام شد.
موضوع دوم احساسی بودن و سازماندهی نداشتن تیم ما بود كه به آنها اجازه می داد صاحب توپ باشند.ما بعد از گل اولمون عقب نشینی كردیم كه شايد از ترس بود يا براي حفظ نتيجه و اختیار عمل را بی جهت به اونها دادیم.
° به نظر شما بازیكنان تیم ایران در برابر بازيكنان تنومند عربستان به لحاظ بدنی كم نیاوردند؟
° من فكر می كنم تیم های ایرانی هر وقت كه نتیجه نمی كیرند،ما از ضعف بدنی بازیكنان و كم آوردن قدرت فیزیكی اونها نام می بریم،اما این طور نیست.تیم های ایران همیشه در خانه و در دقایق اولیه بازی از انرژی و فشار فوق العاده ای استفاده می كننددر حالی كه می شود این نیرو را حفظش كرد.ما سعی می كنیم به بازی سرعت بدهیم در مواقعی كه نیازی نیست و باید بازی را آرام كرد.من فكر می كنم هنوز یاد نگرفته ایم كه این مسائل را در طول 90 دقیقه مدیریت كنیم.
° آیا فكر می كنید حضور بازیكنان دور مانده از تیم ملی همچون جواد كاظمیان ،ایمان مبعلی،علی سامره،محمد نصرتی،علی كریمی و حتی رحمان رضایی در این مقطع كمكی به تیم خواهد كرد؟
° به نظر من ما باید بخشی از چارچوب فعلی تیم را نگه داریم.البته در این 3 بازی باقی مانده تجربه بازیكنانی مثل كریمی برای پیروزی تیم خیلی مهم است.در بازی پرسپولیس با تیم الغرافه دیدید كه این بازیكن در چند صحنه چه موقعیت هایی برای تیم بوجود آورد كه این نیاز تیم ملی است.تیم ایران الآن باید از تجربه بازیكنانی كه در بازیهای بزرگ حضور داشته اند استفاده كند و اختلافها كنار گذاشته شود.مردم ،مربیان و رسانه ها باید كمك كنند تا تیم به جام جهانی برود.شك نكنید بدون بازیكنان بزرگ تیم ایران به جام جهانی نخواهد رفت.
° بازیهای پرسپولیس را دنبال می كنید؟
° پرسپولیس خانواده من است و من همواره از هر طریقی پیگیر و حامی این تیم،هواداران،بازیكنان و مربیانش هستم و از نتایج خوب این تیم در بازیهای آسیایی بسیار خوشحالم.
° آقای قطبی دلتان برای ایران تنگ نشده ؟
° من همیشه دلم با ایرانیهاست و بهترین تجربه زندگیم حضور در ایران همراه با پرسپولیس و حضور در جو استادیوم و هوادارانش است كه شبیه آن را در دنیا به سختی می توان یافت.
° چه زمانی افشین قطبی مربی تیم ملی ایران خواهد شد؟
° من فكر می كنم كنترل بعضی چیزها در زندگی در دست ما نیست و ما باید سعی كنیم با رشد و پیشرفت از موقعیت هایی كه به ما داده می شود نهایت استفاده را ببریم.من منتظر اون موقعیت هستم تا یك روز محبت مردم را جبران و به ایران خدمت كنم.
° وضعیت فعلی شما در دبی چگونه است؟
° من هر روز تمرین می كنم و با مسافرت به كشورها و بازدید از تمرین ها و گفتگو با مربیان و روسای فدراسیونها در حال یادگیری و تحقیق هستم.خیلی ها به من گفتند كه چرا زودتر یك تیم برنداشتی؟حقیقتا باید بگویم كه وقتی از تیم هایی مثل پرسپولیس ،بارسلونا و منچستریونایتد كه تیم های بزرگی هستند بیرون میآیی انتخاب تیم آسان نیست و خیلی از مربیان بزرگ دنیا هم همینطور هستند.اما این اتفاق زود خواهد افتاد.
° اگر تیم دیگری به جز پرسپولیس در ایران به شما پیشنهاد بدهد می پذیرید؟
° به نظر من تیم های پرسپولیس و تیم ملی ،دو تیمی هستند كه هواداران پرسپولیس به من اجازه كار در آنها را خواهند داد.
دختران جوان بيامو پيرمرد هوسران را دزديدند
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، عصر روز شنبه پيرمردي با مراجعه به مأموران پليس آگاهي تهران بزرگ مأموران را از به سرقت رفتن خودروي بيامو خود با خبر كرد. اين پيرمرد در اعترافاتش مدعي شد 2 دختر جوان وي را با خوراندن چيپس مسموم كرده و سپس خودروي بيامو و بخشي از اموال منزل وي را به سرقت بردهاند.
رضوانفر، داديار شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت: اين پيرمرد مدعي شد زماني كه 2 دختر جوان را براي هوسراني سوار كرده و با خود به ويلايش برده، آنان وي را مسموم كردند و خودرويش را به سرقت بردند.
وي ادامه داد: دستور توقف خودرو و دستگيري 2 دختر جوان صادر شد تا اينكه ديروز اين افراد دستگير شدند و صبح امروز در بازجويي به ارتكاب سرقت اعتراف كردند